محمدتقى نورى

135

اشرف التواريخ ( فارسي )

ظلّ اللّهى و شاهزادهء جهان‌پناهى زيب اختتام داده « 1 » ، از آنجا به دولت سوار شده ، سواران در جلو « 2 » بازىكنان و مطربان « 3 » سرودگويان عزيمت به مراجعت « 4 » شهر نمودند . « 5 » به سعادت و فرخندگى وارد و به « 6 » شرايط زيارت امام همام - عليه السلام - اقدام فرموده « 7 » ( 50 ب ) و « 8 » دو هزار تومان تبريزى كه اعلىحضرت شاهنشاهى به جهت خدّام « 9 » ذوى الاحترام روضهء ملايك مقام و ارباب استحقاق به صيغهء برّ و « 10 » انعام از خزانهء عامره مرحمت فرموده بودند « 11 » ، در همان‌جا « 12 » به خدمه سركار فيض آثار بالسّويه « 13 » تقسيم و هزار تومان ديگر از مال خاصّ خود « 14 » در همان روز به طلاب « 15 » علوم دين و سالكان مسلك عرفان و يقين رسيده و ساير مستحقين نيز هريك به قدر استحقاق از آن انعام عام بهره‌ور شدند . « 16 » بعد از آن در تدارك سفر نباير و عشاير نادرى به دار الخلافه پرداختند . « 17 » چون زمستان بود و هوا را برودتى زياده در مزاج راه يافته بود ، از براى هريك ملبوساتى كه منع سرما تواند كرد ، حسب‌المقرر ترتيب ، « 18 » به همراهى شرف خان خدابنده‌لو « 19 » كه مردى بود « 20 » كاردان و جوانى هوشيار « 21 » ، روانهء دربار گيتىمدار اشرف ظلّ اللّهى فرمودند و از آن پس به تهيّه و تدارك پيشكش سركار موكب‌مدار شاهنشاهى پرداختند . « 22 »

--> ( 1 ) . مج : جهان‌پناهى خوانده . ( 2 ) . مج : همه‌جا . ( 3 ) . مج : معاشران . ( 4 ) . مج : « به مراجعت » ندارد . ( 5 ) . مج : نموده . ( 6 ) . مج : « به » ندارد . ( 7 ) . مج : را به عمل آورده . ( 8 ) . مج : « و » ندارد . ( 9 ) . ملك : « خدام » ندارد . ( 10 ) . مج : ارباب عمايم و فضلاى عظام به صيغه . ( 11 ) . مج : بود . ( 12 ) . مج : دور « همانجا » خط كشيده شده است . ( 13 ) . مج : بسويت . ( 14 ) . مج : « از مال خاص خود » ندارد . ( 15 ) . مج : طلبه . ( 16 ) . مج : علوم دين قويم و مرشدان طريق مستقيم سمت انقسام پذيرفته به ساير مستحقين نيز هركدام علىقدر استحقاق نصيب رسيده افتتاح آن به دعا و فاتحه ختم گرديد و . ( 17 ) . مج : سفر نباير نادرى و اخلاف شاهرخى پرداخته . ( 18 ) . مج : و هوا در مزاج برودت كامل داشت از براى هريك پوستين پرپشم گرم و ساير ضروريات سر به هم شده . ( 19 ) . متن : خدابندلو . ( همه‌جا ) ( 20 ) . مج : « بود » ندارد . ( 21 ) . مج : جوانى مستعد بود . ( 22 ) . مج : از « و از آن پس . . . » تا اينجا را ندارد .